در آهنگ شماره 5 از سری آهنگ فرانسوی، باهم به بررسی آهنگ «Elle est d’ailleurs» اثر «Pierre Bachelet» میپردازیم. آموزش زبان فرانسه آنلاین با گیشه — تحلیل موسیقی، تقویت شنیدار، یادگیری آسان.
دانلود آهنگ
فایل صوتی و متن کامل ترانه را دریافت کنید و با گوش دادن مداوم، مهارت شنیداری خود را تقویت کنید:
متن آهنگ با ترجمه فارسی
برای یادگیری عمیقتر، پیشنهاد میکنیم ابتدا بدون نگاه کردن به ترجمه، متن فرانسوی را یکبار مرور کنید تا قدرت درک مستقیم خود را بسنجید:
| ترجمه فارسی | متن آهنگ |
|---|---|
| او از آن نورها در عمق چشمانش دارد | Elle a de ces lumières au fond des yeux |
| که آدم را کور یا عاشق میکنند | Qui rendent aveugles ou amoureux |
| او حرکاتی آمیخته با عطر دارد | Elle a des gestes de parfum |
| که آدم را احمق یا کاملا مطیع میکنند | Qui rendent bête ou rendent chien |
| اما در قلبش آنقدر دور از دسترس است | Mais si lointaine dans son cœur |
| برای من مسلم است، او اهل جای دیگری است | Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs |
| او از آن طرز رفتارهایی برای هیچ نگفتن دارد | Elle a de ces manières de ne rien dire |
| که در انتهای خاطرات سخن میگویند | Qui parlent au bout des souvenirs |
| این طرز عبور کردنش | Cette manière de traverser |
| وقتی به سمت قصابی میرود | Quand elle s’en va chez le boucher |
| وقتی که در کنار من قرار میگیرد | Quand elle arrive à ma hauteur |
| برای من مسلم است، او اهل جای دیگری است | Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs |
| و من به اسارت درآمدهام | Et moi je suis tombé en esclavage |
| اسیرِ این لبخند، این چهره | De ce sourire, de ce visage |
| و به او میگویم «مرا با خود ببر» | Et je lui dis « emmène-moi » |
| و من برای هر مسیری آمادهام | Et moi je suis prêt à tous les sillages |
| به سوی مکانهای دیگر، سواحل دیگر | Vers d’autres lieux, d’autres rivages |
| اما او میگذرد و پاسخی نمیدهد | Mais elle passe et ne répond pas |
| کلمات برای او بیارزش هستند | Les mots pour elle sont sans valeur |
| برای من مسلم است، او اهل جای دیگری است | Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs |
| او دستان کشیدهای شبیه توریبافها دارد | Elle a ses longues mains de dentellière |
| که میتواند روح یک فرمیر (نقاش معروف) را مسحور کند | À damner l’âme d’un Vermeer |
| این اندام ونیزی | Cette silhouette vénitienne |
| وقتی از کرکرههای پنجرهاش خم میشود | Quand elle se penche à ses persiennes |
| این حرکت را من از حفظ هستم | Ce geste je le sais par cœur |
| برای من مسلم است، او اهل جای دیگری است | Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs |
| و من به اسارت درآمدهام | Et moi je suis tombé en esclavage |
| اسیرِ این لبخند، این چهره | De ce sourire, de ce visage |
| و به او میگویم «مرا با خود ببر» | Et je lui dis « emmène-moi » |
| و من برای هر مسیری آمادهام | Et moi je suis prêt à tous les sillages |
| به سوی مکانهای دیگر، سواحل دیگر | Vers d’autres lieux, d’autres rivages |
| اما او میگذرد و پاسخی نمیدهد | Mais elle passe et ne répond pas |
| عشق برای او بیارزش است | L’amour pour elle est sans valeur |
| برای من مسلم است، او اهل جای دیگری است | Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs |
| و من به اسارت درآمدهام | Et moi je suis tombé en esclavage |
| اسیرِ این لبخند، این چهره | De ce sourire, de ce visage |
| و به او میگویم «مرا با خود ببر» | Et je lui dis « emmène-moi » |
| و من برای هر مسیری آمادهام | Et moi je suis prêt à tous les sillages |
| به سوی مکانهای دیگر، سواحل دیگر | Vers d’autres lieux, d’autres rivages |
| اما او میگذرد و پاسخی نمیدهد | Mais elle passe et ne répond pas |
| و من به اسارت درآمدهام | Et moi je suis tombé en esclavage |
| اسیرِ این لبخند، این چهره | De ce sourire, de ce visage |
| و به او میگویم «مرا با خود ببر» | Et je lui dis « emmène-moi » |
| و من برای هر مسیری آمادهام | Et moi je suis prêt à tous les sillages |
| به سوی مکانهای دیگر، سواحل دیگر | Vers d’autres lieux, d’autres rivages |
| اما او میگذرد و پاسخی نمیدهد | Mais elle passe et ne répond pas |

کلمات کلیدی
در اینجا 4 کلمه و اصطلاح کاربردی از این آهنگ را انتخاب کردهایم. یادگیری این کلمات به همراه حرف تعریف، به شما کمک میکند تا خیلی سریعتر از آنها در مکالمات روزمره استفاده کنید.
| ترجمه فارسی | فرانسوی |
|---|---|
| چهره / صورت | le visage |
| لبخند | le sourire |
| خاطره | le souvenir |
| ارزش | la valeur |
اصطلاح کاربردی
این اصطلاح فرانسوی را یاد بگیرید تا طبیعیتر و شبیه به نیتیوها صحبت کنید:
Savoir par cœur
به معنای «از حفظ بودن» یا «از بر بودن» (کاربرد برای یادگیری و حفظ کردن کامل یک موضوع یا کلمه)
مثال:
Ce poème, je le sais par cœur.
ترجمه فارسی: من این شعر را از حفظ هستم.
🇫🇷 منابع یادگیری فرانسه 🇫🇷
نکته گرامری
در این آهنگ، با صفات اشاره (Adjectifs démonstratifs) آشنا میشویم. کلماتی مثل ce، cette و ces که برای اشاره به اشیاء یا اشخاص به کار میروند. به عنوان مثال در عبارات ce sourire (این لبخند) و cette silhouette (این اندام)، میبینیم که برای اسامی مذکر مفرد از ce و برای اسامی مونث مفرد از cette استفاده میشود. یادگیری درست این صفات به شما کمک میکند بسیار روانتر صحبت کنید.


یک لمس تا دسترسی سریع